تبلیغات
❥⇜Dïąɓσℓïҡ Lσ√εŗş ♦Mσŗε Bℓσσđ✘ - **آیاتو و من همکاری میکنیم قسمت پنجم**

                               ❥⇜Dïąɓσℓïҡ Lσ√εŗş ♦Mσŗε Bℓσσđ✘            

**آیاتو و من همکاری میکنیم قسمت پنجم**
1395/02/2015:07  
سلامممممممممممممممممم 

چطور مطورید 

بفرماییید اینم از قسمت پنجم امیدوارم که خوشتون بیاد

 
خوب بفرمایید ادامه


من:آخ خدا چقدر خستم

آیاتو:خانم تنبل یه زره خوب شبا زود بخواب


من:آخه مگه میشه فیلم به اون احساسی رو ول کرد


آیاتو:واقعا که باید بگم خاک تو سرت از حالا داری توی چیزمیزای احساسی سیر میکنی

من:تو مشکلی داری


آیاتو:نه........ تورو خدا دعوا راه ننداز.....آخه حوصلش و اصلا ندارم


من:حالا خوبه تو شروع کردیا......ولی خوب باشه فقط بخاطر اینکه خودمم حوصله ندارم


رسیدیم مدرسه

من:وایی

آیاتو: میشه انقدر نق نزنی

من:آیاتو امروز بدجور عصابم خورده پس کاری نکن که بعدا پشیمون بشی

آیاتو:حرف اضافه نزن بچه جون یا همون خر خون میدونم امروز هیچ کاری نمی کنی

من:مطمئنی امروز کاریت ندارم

آیاتو: آره بابا چون فردا امتحان داریم

من:ای کاش یه روزم میشد من کارای تورو پیشبینی می کنم

آیاتو:هه خوب ما اینیم دیگه

من:

شو:هی بچه ها مشاور دنبالتون میگرده

من و آیاتو:یا خدا ایندفعه ای دیگه می خواد چه بلایی سرمون بیاره

من و آیاتو وارد اتاق شدیم

من و آیاتو:سلام

مشاور:آه سلام بچه ها

من:کارمون داشتید

آیاتو:خیلی خنگی پس فکر کردی که برای چی دنبالمون میگشته

من:تو یکی خفه

مشاور:فهمیدم اون اداها الکی بود

من:کدوم اداها؟

مشاور: همون عشق بازیتون

من و آیاتو:

مشاور:برای همین یه راه دیگه پیدا کردم

آیاتو:نکنه بازم می خوایید ما رو بهم دیگه وصل کنید

مشاور:دقیقا

من و آیاتو:اوفففففففف فکرش و می کردم

مشاور:ولی این وصل کردن با وصل کردنای دیگه فرق داره

من:میتونم بپرسم چه فرقی داره؟

مشاور:خوب شما قبلا به وسیله کش و یه دستبند بهم دیگه وصل بودید 
ولی حالا باید دوست دخترو دوست پسر بشید

من و آیاتو:چیییییییییییی

من:امکان نداره

آیاتو:اصلا شوخیشم بامزه نیست

مشاور:خوب تنها راهی که شماها می تونید با همدیگه باشید یا به همدیگه وصل بشید
عاشق شدن تونه

من و آیاتو:عمرا

من:واقعا که خانم مشاور از شما دیگه بعید بود 
فکرش و بکن من عاشق این بشم اوه اوه چه سوژه ای بشه

آیاتو:خانم مشاور عین خر گند زدید

مشاور:آیاتو چیزی گفتی

آیاتو:هیچی شما نشنیده بگیر

مشاور:خیلی پرویی آیاتو........به هرحال نمی خوایید درموردش فکر کنید

من:خانم مشاور شاید من و آیاتو بتونیم با همدیگه همکاری کنیم ولی هیچوقت
عاشق همدیگه نمیشیم

مشاور:نمی خوایی بازم در موردش فکر کنی

این داستان ادامه دارد

خوب اینم از این قسمت

امیدوارم که خشتون اومده باشه

نظر یادتون نره

اوه راستی از این قسمت به بعد میریم تویه فصل دوم
که اسمشم هست عشق فریبنده

امیدوارم که خوشتون بیاد

نظر یادتون نره

    
..::Sakamaki Subaru::.. کــامـــنت()