تبلیغات
❥⇜Dïąɓσℓïҡ Lσ√εŗş ♦Mσŗε Bℓσσđ✘ - (11) Lovers of evil ☪ More blood ❤

                               ❥⇜Dïąɓσℓïҡ Lσ√εŗş ♦Mσŗε Bℓσσđ✘            

(11) Lovers of evil ☪ More blood ❤
1394/05/2212:41  
کنیچیوا
از قبل به بعد حرفام رک و ساده بود،با اینکه دشمنا بودن رفیق ولی کشتنشون،نمیدونم چرا شده بودم دشمنشون
الانم هرچی باشه دیگه شما رو دارم، گول نمیزنم میدونم کجای کارم
اینجا تنها اومدمو...تنها دارم میرم...
اینم از قسمت یازدهم معذرت که معتل شدین
زیاد روش کار نکردم چون حالم خوب نیست  ولی امیدوارم راضی بوده باشین..
حالا بدو برو ادامه..
بدو دیگه..
ادامه قسمت قبل ((10))
کارل:خیله خب بچه ها حرف زدن بسه..خوردن و تمومش کنین..
بعد بچه ها یکی یکی بلند شدن..و رفتن تو اتاقشون که وسایلشون رو بردارن
کارل رفت در اتاقشون : همگی حاضرشید اوکی؟؟
رجی:اوکی
کو:من حاضرم تو کی؟؟
رجی:من؟؟...مـــن؟؟....مـــــــن؟؟....مـــــــــــــــــــن؟؟
کو:نه..نــه...نــــــه...نـــــــــــــه..تو نه..
یوما:بسه دیگه...هیچ خری جز من حق دعوا نداره..
آیزاوا:یوما عزیزم..یعنی تو الان خری؟؟..به خودت فحش دادیااا هه هه هههه
یوما رو به ایزاوا یه چشم غره رفت و خواست بره سمتش صفورا جلوشو گرفت:نه نرو عزیزم..اخه..این چه رفتاریه..دلت میاد یه دخترو بزنی؟؟
یوما با عصبانیت:هـــممممممم؟؟
لایتو:خر نشو الاغ..
یوما:
رنا:خودت گفتی خری دیگه...همین چند دیقه پیش گفتی هیچ خری مثل من...
تنشی:نــــــه گفت هیچ خری جـــــز..من.....
یوما:به احترام صفورا فقط کاریت ندارم ..
***************
در رستوران:
می:من یه سیب زمینی سرخ کرده میخوام
ازوسا:نه سیب زمینی سرخ کرده سفارش نده داستان میشه تو فصل دوم
می:حالا مگه چی میشه؟؟
گارسون منو رو داد دست کو..کو هم با عشوه خاصی اونو ازش گرفت..
کو:ما که همه ی اینا رو خوردیم ولی...
گارسون:اینا ایتالیایی هستن آقا..
کو:آ...ها...بعله...من...
روکی:من یکم سوپ میخورم توش مو نباشه لطفا..
ازوسا:واسه من فقط قهوه بیار قهوه ترک..
ایاتو:چند دیس تاکویاکی میخوام
صفورا:نترکی..
ایاتو:میدونی پدرم 2000سال عمر کرد
صفورا:چون تاکویاکی خورد؟؟
ایاتو:نه چون ...سرش تو کار خودش بود..
لایتو:برای من نون شیرین بیارید...تو چی میخوری عشقم؟؟
ملینا:مــــــــــن....امم...همون نون شیرین که عشقم گفت..
شو:یدونه استیک نیم پخت با سبزیجاته اَره
صفورا:راستی من پیتزا میخوام با سس های اضافه..
یوما:من چایی میخوام با قندهای اضافی..قندش زیاد باشه..
صفورا زیر لبی به یوما گفت:یوما ضرر داره..اینقدر...
یوما با همون لحن:نه باو..نگران نباش..
تنشی:خوراک گوشت میخوام
رجی هم سریعا منو رو پس داد و گفت منم همچنین
سوبارو : من چیزی نمیخورم..
ساکورا:چرا؟؟
سوبارو:چونکه چ چسبیده به را
ساکورا:برای من کیک خامه ای به همین سبک جدید که نوشته بیارین..
آیزاوا:اممم...من...نمیدونم چی سفارش بدم..همون پیتزا ایتالیایی رو میخورم که ته منوئه
راوی:واااااااااای چقدر سفارش دادین شما
کاناتو:برای منو تدی هم شیرینی محلی بیار
گارسون:شماو...؟؟
کاناتو:تدی..
گارسون:
اریکا:من دسر اولیو رو میخوام
کو با لحجه ی خاصصص:ببخشید..شما..منوی جدید ندارید؟؟
گارسون:نه دونو..چیزی غیر از اینا میل دارید؟؟
کو:نه..دلم واسه اینا تنگ شده اخه خیلی وقت پیش خوردم دلم تنگ شده دارم رای گیری میکنم..نمیتونم که همه رو بخورم 
یوما:اِاِاِه..چه عشوه میاد ومیره
رنا:برای من ابمیوه های مخصوص رو لطف کنید بیارید
یویی:من چیز خاصی نمیخوام...همین غذائه که تنده..چیلی داره رو لطف کنید
کارل:من..((verdure in acqua))میخوام خیلی ممنون
روکی کتاب دیکشنری رو دراورد((بچمون کتابخونه دیگه))
روکی:خودشم نمیدونه چی سفارش داده
بعد سرشو خاروند
اریکا:چیشده مگه...؟
روکی:هیچی..هیچی
*****
آزوسا خیلی یواش کو ر و صدا زد: کــــو
بعد کو نگاهش کرد..ازوسا هم با چشم به گارسون اشاره نمود..
کو:اوووف باشه..من...بامدی ریت گِلَســـی میخوامم
گارسون بعد اینکه میز رو گاز زدن یه ابم روش .. گفت:اون با مدی ریت گِلــَسی نیست .. با مدیریت گیلاسیــــه
باقی:
کو:همونو لطف کنید..
گارسون :چی چی رو همون و لطف کنید؟؟میگم با مدیریت گلاسیه مدیر و بیارم بخوری؟؟
کو:
باقی در حفظ چهره های جدی مشکل داشتن:
آزوسا:خخخ فکر کنم تموم کردن یه چیز دیگه سفارش بده
کو:خب من..چیزه..میرم دسشویی الان میام((اوخی بچه ام ضایع بازی دراورد ..سوتی داد گویا))
می هم دنبالش رفت..
توی دستشوری کو رفت کنار یکی از اون چیزایی که توش دست میشورن خخخ بعد دستاشو رو لبه هاش گذاشت
کو:عجب سوتی گنده ای دادم..واااای می رو بگو..حتما...
اینو که داشت میگفت برگشت و وقتی که برگشت می رو روبه روش دید..
می:
کو:خب..اهه..
می:اشکالی نداره پیش میاد...
بعد رفت نزدیک و بغلش کرد...کو هم همینطور وقتی از هم جدا شدن((یعنی بغلشون تموم شد همون موقع...))
چند ثانیه بهم خیره شدن..کو داشت نزدیک تر میشد که یهوووووو
یه نفر:حالا یارم بیا..ادرارم بیا...بیاااااااا...دوری کنیم از هم....بیاااااااا....تنها بشیم کم کم ام ام ام اااممممم
بییییااااااااا...با من تو بدتر شوووووووو.......بیااااااااا از من تو .. رد شووووو.....رد شووووو....
کو و می هم نه گذاشتن نه برداشتن زدن زیر خنده
صداشون توی دستشویی می پیچید .. کو بین خنده هاش گفت: تبنهیلیهععههههبیینئلیننلههههلوورینبههه
شما نفهمدین چی گفت؟؟منم نفهمیدم..چیزی رو که شنیدم نوشتم!!
خلاصه رفتن سر میز دیدن غذاهارو اودن و همه دارن جون میدن
می:چیشده؟؟چرا دارین ....
بعد خندشون اوج گرفت..می نتونست حرفشو کامل کنه..
یویی:خخخ سوباسا....ببخشید ازوسا..از بس چرت وپرت گفت نتونستیم جلو خندمون رو بگیریم..
بقیه ماجرارو از زبون کو بشنوین
همه داشتن غش میکردن از خنده یه لحضه هم نمی ایستادن جز یوما که دم به دیقه می ایستاد بعد دوباره خندش میگرفت سوبارو هم کلا استارت میزد..سه قلوهاهم که احتمال دادم هر لحضه ممکنه دهنشون جر بخوره....
خلاصه مجبور شدم یه چیز دیگه سفارش بدم..این یکی خیلی اسمش سخت بود..خلاصه غذای منم اوردن..البته بهتره بگم نوشیدنی..!!باورتون میشه؟؟کلرستفیانوف فقط یه لیوان مکزیکی بود با اب سبزی و یه زیتون تهش!!هیچی دیگه مجبور شدم بخورمش...اینم از شانس من...
رجی:چه مزه ای بود؟؟
کو:بیشعور...
رجی:ا...!!شعر نگفت!!مگه داریم..مگه میشه؟؟
روکی:بی خیال رجی این از تو کوچیک تره میفته یه چیزی میگه دیگه...اهه...اهه...
ملینا:چیشد؟؟
رنا:مثله اینکه...
تنشی:اخ...هههههههههههه
روکی:پشه رفت تو دهنم...
ایاتو:تا تو باشی زر زر نکنی...
صفورا:چه مزه ای وبد حالا؟؟خخخهههههههههه
*******
هنوز از زبان کوئه هااا
بعله بعد خوردن ناهار در ساعت 11 و کلی خندیدن..رفتیم تویه هتل ترانسیلوانیا((الکی مثلا))
اتاق برای ما خیلی کوچیک بود بخاطر همین مجبور شدیم دو نفر دونفر بریم توی اتاق های جداگونه..
سوبارو بچه ها من یه گوشی پیدا کردم خواستم صاحبشو پیدا کنم رفتم تو مخاطبش اینارو نوشته بود عشقم - نفسم-زندگیم-عمرم-خانومم...موندم به کدوم گوشی رو بدم قیامت نشه؟؟
ساکورا:وللش باو...
سوبارو هم گوشی رو شکست...اره بیخیالش..به ما چه؟
ساکورا:هههههه
سوبارو:

اینم از از این..من باید برم یه جایی نمیتونم زیاد بنویسم..
معذرت میخوام می امروز خیلی منتظر موندم ولی داستان رو ندادی خودم نوشتم..
خب دیگه سایوناراا امیدوارم خوب شده باشه..یه لبخند هم بزنی کافیه ووییی
سایونارااا

    
KANATO14 وزارت سحروجادو کــامـــنت()      


نمایش نظرات 1 تا 30

نمایش نظرات 1 تا 30