تبلیغات
❥⇜Dïąɓσℓïҡ Lσ√εŗş ♦Mσŗε Bℓσσđ✘ - مطالب ♡♥♡داستانها و رمان ها♡♥♡

 

❥⇜Dïąɓσℓïҡ Lσ√εŗş ♦Mσŗε Bℓσσđ✘

♡ عـاشـقــانـه عـاشــق ☆☆ عـاشـقــان شیـطـانیــم ♡


دانلود داستان بازی نا جوانمردانه..
1397/06/1419:03   
خیلی طول کشید تا فهمیدم
به هر کسی باید به اندازه خودش
بها داد...

دوستان یه داستان مینی یایویی براتون اماده کردم
البته مال خیلی وقت پیشه کلی با خودم کلنچار رفتم که بزارم یانه
اخر گداشتم فقط باید روی متن کلیک کنین
به صورت PDF هست








    
-Shin-Shin- کــامـــنت()      


پسرای نسبتا بد پارت اول
1396/05/2214:53   

لایتو :نه برادر من نمیشه اینطوری ترسوندشون

ایاتو:اگه بلدی خودت بترسون

لایتو یه نگاه مکش مرگ من به دخترا کرد یکی از بیرون اومد

تو و به خطاب به لایتو گفت:این عشق منه و بعد خواست ببرتش زورش

نرسید چند نفر دیگه از بیرون اومدن بردنش

!!شو:بردنش

همونطور که خوابیده بود و یه دستش زیر سرش بود

با دست دیگش به طرف خروجی اشاره کرد

رجی:یه نون خور کم تر

کاناتو:داداشمونو جلو چشممون بردن

سوبارو:ایاتو توکه سر پایی، چرا چهارتا دخترو نگرفتیشون لایتو رو نبرن؟

ایاتو:باشه

بهت زده بود و هل شد خواست دنبالشون بره که به حالت همیشگیش برگش گفت: خودتم سر پایی

سولارو با ارامش و البته نیشخند:نه اگه من برم دعوا میشه خودت برو

ایاتو پوزخند زد:ترسو

... دنبال دخترا دوید رفت

این داستان ممکنه ادامه داشته باشه راوی جان


خون اشام های کشور ژاپن
    
-Shin-Shin- کــامـــنت()      


☆☆یه سوال؟؟؟☆☆
1394/11/2616:32   
سلام عشقولا

چطور  مطورید

دلم براتون تنگ شده بود

مخصوصا برای آجی گلم صفورا

درزمن یه عذرخواهیم بهش بدهکارم به خاطر اینکه چند روز نبودم
معذرت
آیاتو:سلام خوشگلا
من:دوباره تو اومدی لوبیا چیتی
آیاتو:آه سلام گوریل
من:
آیاتو:هه دلم برای اون صورت گوریلیت تنگ شده بود
من:فکر کنم دلت برای مشتامم تنگ شده
آیاتو:چیش نه ممنون ترجیح می دم که برم
من:
خوب بلاخره این آیاتوی رو عصابم رفت 
بچه ها یه سوال

دوست دارید که داستان 
من و آیاتو همکاری می کنیم!!!
رو ادامش بدم یا نه؟؟؟

نظررررررررر 

    
..::Sakamaki Subaru::.. کــامـــنت()      


BIOODY MOON قسمت 1
1394/11/1515:38   
درود بیکران 
اینم از قسمت اول بخونید حالشو ببرید کاری از گروه پنج نفره ما درسته دخترای داستان واقعی و رفیقای شفیق بنده ان

Tiana Sakamaki Uchiha کــامـــنت()      


داستان مرگ
1394/10/122:04   

گفت : یه سوال دارم که خیلی جوابش برام مهمه

 گفتم :چشم، اگه جوابشو بدونم، خوشحال میشم بتونم کمکتون کنم

 گفت: دارم میمیرم

 گفتم: یعنی چی؟

 گفت: یعنی دارم میمیرم دیگه

 گفتم: دکتر دیگه ای، خارج از کشور؟

 گفت: نه همه اتفاق نظر دارن، گفتن خارج هم کاری نمیشه کرد

 گفتم: خدا کریمه، انشالله که بهت سلامتی میده

 با تعجب نگاه کرد و گفت: یعنی اگه من بمیرم، خدا کریم نیست؟

 فهمیدم آدم فهمیده ایه و نمیشه سرش رو شیره مالید

 گفتم: راست میگی، حالا سوالت چیه؟



-Shin-Shin- کــامـــنت()      


یویی و شو
1394/09/1721:01   
الیسا: شووو
شو : ZZz...
الیسا: شــــوووووو
شو: ZZz...
الیسا: ای وای کــــــــرم!!!
راوی:شو دو متر پرید هوا
شو: کو؟؟ ها؟؟ کی؟ کجاس؟؟
الیسا: خوبه این روش جواب داد! بگو ببینم این عکسه چیه؟؟؟؟
شو: کدوم عکس؟
الیسا: این پایین
شو: اها با یویی رفته بودم گر... د..ش
الیسا: تو خیلی بی جاااا کردی وایستا ببینم
راوی:خب اینا در حال دعوا هستن:|
الیسا اصلا اعصاب نداره:|
الانه که شو رو خفه کنه:|
اما شک دارم خفه اش کنه آخه دوستش داره:|
الیسا: تو به زور با من میای بیرون بعد با این دختره هویج... ( در حال پرت کردن گلدان به سمت یویی:| )
راوی: یکی اینو بگیره! آقا آبقند لطفا!!
خب خوانندگان گرامی با نظر هاتون مارو همراهی کنید..
الان اصلا وضعیت خوبی نیست الیسا افتاده دنبال یویی:| 
فعلا خدانگهدار

    
.::†Elɪsά†::. کــامـــنت()      


داستان✿zikzin Love✿ "قسمت 4"
1394/09/716:14   
سلام سلام سلام

اینم از قسمت چهارم

..::Sakamaki Subaru::.. کــامـــنت()      


داستان✿zikzin Love✿ "قسمت 3"
1394/08/1723:09   
سلام بر همگی

بفرمایید اینم از قسمت سوم

امیدوارم خوشتون بیاد

خوب زود باش برو ادامه دیگه


..::Sakamaki Subaru::.. کــامـــنت()      


داستان✿zikzin Love✿ "قسمت 2"
1394/08/1319:16   
سیلام

چطور مطورید??

بفرمایید اینم از
قسمت دوم

که دریا زحمتش و کشید و منم براتون گزاشتمش

خوب چرا وایستادید

زود باشید برید ادامه



..::Sakamaki Subaru::.. کــامـــنت()      


داستان✿zikzin Love✿ "قسمت 1"
1394/08/712:16   
سلام سلام سلام

خوب امروز براتون یه داستان باحال آوردم

این داستان و یکی از دوستان که اسمش دریاست نوشته

و از من خاسته که این داستانش و برای شما بزارم

فعلا فقط اولاش و و براتون میزارم

خوب چرا وایستادید 

برید ادامه دیگه


..::Sakamaki Subaru::.. کــامـــنت()      


من و آیاتو همکاری می کنیم!!!!! قسمت اول
1394/08/521:58   
سیلام چطور مطورید

آیاتو:من که داغون به خاطر مدرسه ها

من:حالا ما یه بار ما نخواستیم اسمی از مدرسه بیاریم این زد حال آورد

آیاتو:مگه دروغ میگم

من:نه ولی لطف کن دفعه بعد زد حال نزن

سوبارو:چی شده دوباره چرا دوباره شما ها بهم پریدید

من:از آیاتو عزیز و رو مخ برو بپرس

سوبارو:باز چیکار کردی خنگول

آیاتو:اه اینم که هی شلوغش میکنه ما که رفتیم

سوبارو:زود تر برو حال ندارم ریختت و ببینم

آیاتو:آهان راستی یه چیزی و یادم رفت بگم

من:چی

آیاتو:لطفا دیگه پیش اون معلم خل و چل نریم

من:فکرشو بکن که من یه درصد برم

خوب چرا وایستادید زود باشید برید ادامه

..::Sakamaki Subaru::.. کــامـــنت()      


دعوای منو رجی
1394/08/417:48   
سلام

امروز براتون یه داستان اوردم

این اولین داستانمه پس اگه بد بود معذرت میخوام

برین ادامه مطلب تا ببینین

اگه مشکلی داشتم توی نظرات بهم بگین که درستش کنم

فعلا...

cure twinkle کــامـــنت()