تبلیغات
❥⇜Dïąɓσℓïҡ Lσ√εŗş ♦Mσŗε Bℓσσđ✘ - مطالب ابر ترس

                               ❥⇜Dïąɓσℓïҡ Lσ√εŗş ♦Mσŗε Bℓσσđ✘            

خاطـــــره ترسناکـــــ
1396/07/617:33  
Related image

امروز اومدم یه خاطره ترسناک از مدرسه تعریف کنم ترسناک ترین خاطرمه

در کل شهری که ما توش زندگی میکنیم احتمالا هم داستانشو شنیده باشین

بهش شهر مرده میگن ... شهری که رفته زیر خاک..بخاطر یه زلزله با خاک یکسان شده (جنگی هم بود اواخر پر از مین و..هست حالا با اینش کاری نداریم)

خببب...موضوع برمیگرده به دوسال پیش که من مدرسه میرفتم

مدرسه ما خیلی قدیمی بود خیلی..
ولی شایعه های زیادی دربارش بود

بعضیا میگفتن قبلا این جا قبرستون بوده و و هنوز جنازه ها زیر خاکن یه سری هم میگن ایجا یتیم خونه بوده ک که کار کنان و بچه ها
مریض میشن و همه شون میمیرن و همون جا هم چال میشن

(البته شهری که با کلی ادم رفته زیر خاک این مورد موضوع کوچیکیه)

مدرسه ما دوتا حیاط داشت که یکی کوچیک تر بود و پشت مدرسه
و همیشه درش قفل بود و هیچ کس نمیتونست بره داخل!!

زنگ تفریح خورد و من و دوتا از دوستام تصمیم گرفتیم که بریم توی حیاط پشتی از قضا درش باز بود
وارد شدیم و چون تاریک بود آروم آروم میرفتیم

از راهروی تاریک و بلند رد شدیم و رسیدیم به حیاط
همه جا پر بود از برگای زرد

همه چیز آروم بود تا باد شروع شد خیلی شدید بود

بوران که تموم شد دوباره همه چیز آروم شد خیلی اروم انگار هوا هم جریان نداشت و سکوت مطلق

دیدیم چیز خاصی نیست میخواستیم برگردیم که دیدیم تک تاب اونجا داره تکون میخوره
یه تاب قدیمی و زنگ زده گلبهی بود شروع کرد به تکون خوردن(خیلی اروم)
فکر کردیم که باد داره تکونش میده ولی باد نمیومد

چند دقیقه ای گذشت صدای دست زدن و جیغ چند تا بچه میومد(صداها خفه بود)
با این که بچه ای اون جا نبود 
از اون بد تر در هم بسته شد .. پوووم..!!!!!!!!

من و دوستام خشکمون زده بود بهم یه نگاه کردیم خیلی ترسیده بودم یکمم میلرزیدم

هر جوری بود باید میومدیم بیرون...
دوباره وارد همون راهرو شدیم من جلو تر میرفتم و تونستم در رو
با لگد باز کنم سه تامون اومدیم بیرون و رفتیم سر کلاس
قول دادیم که دیگه اون جا نریم و حتی از نردیکش هم رد نشدیم

من که از اون مدرسه اومدم بیرون ولی بچه ها میگن بعد از اون
ماجرا در قفل شده و هیچ جوره باز نمیشه حتی با کلید خودش...

هر وقت از کنار اون مدرسه رد میشم یادش میفتم...




خاطرهترسترسناکمدرسه
    
KANATO14 وزارت سحروجادو کــامـــنت()